بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
175
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و غذا و شربت در هرحال ضد سبب بايد خوردن . تدبير رفع اصلعى آن علتى است كه مردم را از پيش سر مو برود به آهستگى و پوست سر سرخ و هموار و براق بود . و گاه باشد كه اكثر سر از ميانگاه چنين شود . و سبب غالب افراط خشكى مزاج بود ، بدين جهت پيران را بيشتر افتد و در ترى مزاج اين مرض نباشد ، الا وقتى كه دماغ به سببى از قحف فروتر نشيند و موى بدان سبب نيكو غذا نيابد . و اين قسم را و آنچه از يبس مفرط بود و آنچه متمكن شده باشد علاج نباشد و ثابت آن به ميراث در بعضى فرزندان پديد آيد . و آنچه به سبب تخلخل مسام يا ضيق مسام افتد و هنوز ابتداء ظهور آثار آن بود ، علاج آن ممكن بود به تعديل مزاج بدن و عضو و مايل ساختن مواد مفسده از دماغ به اسافل به ملينات و سد ساقها به ساق بند مظبوط و به تيزاب ماليدن بر كف پاىها و امثال آن افعال و ساير علاجها كه جهت نبت موى مذكور شد و آنچه از جهت حفظ موى از ريختن و تشقق مذكور خواهد شد جمله در اين باب نافع آيد . و بقراط گفته است كه هرگاه مردم اصلع را دوالى پديد آيد موى سر ايشان برآيد و در علت دوالى عكس اين نيز گفته . پس اين حال دال بود بر آنكه صلع بهواسطه رسيدن ماده خبيث بود به جلد سر كه استحصاف جلد و منع موى به افساد ماده آن كند و اگر چه اندكاندك و به ديرى واقع شود و هرگاه آن ماده را به اسافل باز گردانند جلد سر به صلاح بازآيد و موى برآيد و نيز دال بود به سوء المزاج عضو نه تمام البدن . و بدانكه مردم الثغ را صلع نشود جهت آنكه دماغ ايشان تر است و بدين سبب فضاى موى ايشان منقطع نگردد . و مردم حبشه و زنگبار را نيز صلع كم افتد جهت آن كه پوست سر ايشان صلب است و مسام تنگ و بدين واسطه است كه موى ايشان دراز نگردد و آنچه باشد محكم بود و از بيخ دشوار برآيد و زنان را نيز كم افتد جهت رطوبت مزاج . تدبير رفع داء الثعلب اين علتى است كه مردم را اغلب در موى سر و ابرو و لب و روى افتد چنانچه مقدار درمى يا بيشتر ريخته شود و چون روباه را اين حال بسيار مىافتد به داء او موسوم گشته . و گاه بود كه محل آن از جلد طولانى بود و پوست ها از آن برمىخيزد چنانچه از مار ، و بدين مناسبت به داء الحيه موسوم بود . و سبب اين هر دو علت ماده تباه بود كه اندر مسام يا پوست جمع شده باشد و غذاى موى و مزاج منبت آن را فاسد كرده و آن ماده نيز از فساد خلطى از اخلاط اربعه مىافتد و تحقيق هر خلطى از لون جلد آن موقع توان نمودن گاهى كه نرم نرم دلك كنند آن محل را . و چون خواهند كه بدانند اين مرض را كه سريع البرء است يا نه ، به خرقه درشت آن محل را بخارند و اگر به زودى رنگ آن موضع سرخ شود دانند كه سده تام نيست و به تدبير زود به صلاح آيد بهواسطه نفوذ خون بدان موضع به سهولت و اگر دير سرخ شود دانند كه سده تام است و عسر العلاج بود و يمكن كه به تدبير